Friday, January 11, 2008

جامعة مدني؟ يقيناً حياتش در قصاص كردن است

بنام خداوند بخشندة مهربان
25 فوريه 2007

اواخر خرداد ماهِ شيراز بود. پاسي از شب گذشته نسيم ملايم مطبوعي مي وزيد. در كنار استخري كه فوّاره هاي زيادي از حاشية‌ شمالي اش آب را با صدائي آرام بخش در استخر مي ريخت، با چند نفر نشسته منتظر بوديم كه مهماندار رستورانِ هتل ، غذائي را كه سفارش كرده بوديم برايمان بياورد.
در كنار دستمان گلدانهاي بزرگ گل كاغذي با رنگهاي طلائي و قرمز و بنفش و سفيد و بوته هاي گل محبوبه با آن عطر دلاويزشان محيط واقعاً دلپذيري ساخته بودند.
طبق معمول بحث ما از اوضاع روز شروع و به دستورات اجتماعي اسلام عموماً و قرآن خصوصاً كشانده شد. در جمعمان يكي از قضات جوان بسيار دقيق و موشكاف و شجاع و علاقه مند به درك حقيقت، گفت: به نظر مي رسد در اين عصر بعضي از دستورات الهي كه در قرآن آمده كاربُردي ندارد. مثلاً آية قصاص كه مي فرمايد: « اي خردمندان براي شما در قصاص كردن حيات است» براي دنياي امروز كه شاهد آن هستيم در بسياري از كشورهاي پيشرفته مثل سويس كه مطلقاً بين مردم جنگ و دعوائي نيست ؛ چه كمكي به ايجاد آسايش بيشتر آنها و حيات آنها مي تواند بكند ؟ در حالي كه متأسفانه مي بينيم وجود چنين آيه اي در قرآن باعث شده است كه بعضي از مقدسين ما بگويند: بايد در جامعه هميشه وضعي باشد كه لزوم اجراي اين آيه كه قاطعانه به مؤمنين ابلاغ گرديده است ، احساس شود. و اضافه مي كنندكه ما نبايد هيچگاه در فكر ايجاد جامعه اي باشيم كه در آن جنگ و دعوا و قتل و ضرب و جرح نباشد و در نتيجه مَحمِلي براي كاربُرد اين دستور ”مقرّرشده“ ( كُتِبَ عَلَيكُم ) الهي در دست نداشته باشيم.
من گفتم: دستورات خداوند در قرآن براي تمام مردم جهان و براي هميشه است. يعني مادامي كه ابناء بشر روي اين كُرة خاكي زندگي مي كنند.
در همين عصر كه ظاهراً توجه بيشتري به حقوق بشر شده و به قول شما در بعضي از كشورها سالهاست كه يك مورد قتل و يا تجاوز به حقوق ديگري پيش نيامده ، ولي سراغ داريم كه درجنگلهاي آمازون هنوز انسانهائي هستند كه به صورت طبيعي يعني به همان فرم كمون هاي اوليه زندگي مي كنند و در بسياري از كشورهاي ديگر جهان ، مردم در مراحل كمي بالاتر و بالاتر قرار دارند تا جماعاتي مثل كشورهاي اسكانديناوي و سويس كه به حدّ اعلاي امروزي از جهت حفظ حقوق يكديگر رسيده اند و آن طور كه به ما گفته شده: دعوا و نزاعي بينشان نيست. اگر آيات مربوط به قصاص، به عبارت جنابعالي، در اين عصر در بعضي از كشورهاي پيشرفته كاربُردي نداشته باشد ولي در اكثر كشورهاي موجود جهان و قبائل و جماعات مختلف انسانها كاربُرد دارد.
آن شب حرف ما دراين موضوع به همين جا خاتمه پيداكرد و وارد مباحث ديگر شديم. ولي بعداً روي اين مطلب فكر كردم و به ساير آيات مربوطه مراجعه و دقّت بيشتري نمودم و به نتايج جالبي رسيدم كه ذيلاً عرض مي كنم. در آيات مربوط به قصاص مي فرمايد:
« اي كساني كه ايمان آورده ايد در بارة كشتگان برشما قصاص مُقرّرشد (كُتِبَ عَليكُم). آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده و زن در برابر زن. پس هركس كه از جانب برادر خود عفو گردد، بايد با خشنودي از پي اداي خونبها برود و آن را به وجهي نيكو بدو بپردازد. اين حكم تخفيف و رحمتي است از جانب پروردگارتان و هركه از آن سر باز زند ، برايش عذاب درد آوري است. اي خردمندان براي شما در قصاص كردن حيات است . باشد كه از خدا پروا كنيد.» بقره (2) :178و 179
اين دو آيه كه خطاب به مؤمنين با تأكيد كُتِبَ عَليكُم ( برشما مُقرّر شده است) ابلاغ گرديده و خطاب به خردمندان جامعه يعني كساني كه در كارهايشان عقل را به كار مي برند و در واقع معمولاً راهنماي توده هاي مردم براي متمدن شدن هستند ؛ فرموده است كه براي شما (كه پيشقراول متمدن كردن مردم هستيد) در قصاص كردن حيات است، معلوم مي شود موضوعي است بسيار مهم و كاملاً قابل تأمل.
در جاي ديگر مي بينيم كه مي فرمايد:
« و (‌در تورات) بر آنان مقرر داشتيم كه نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بيني در برابر بيني و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و هر زخمي را قصاصي است و هركه از قصاص در گذرد، گناهش را كفّاره اي خواهد بود و هركه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند از ستمكاران است » مائده (5): 45 و باز مي فرمايد:
« . . . . پس هركس بر شما تعدّي كند ، به همان اندازة‌ تعدّي اش بر او تعدّي كنيد و از خدا پروا نمائيد و بدانيد كه او با پرهيزكاران است » بقره (2): 194
نكاتي در اين آيات جلب توجه مرا كرد كه تا آن موقع در ظرف چهل سال گذشته كه با قرآن محشور بودم نكرده بود. و آن اينكه قصاص را به معناي عامّ و وسيعتري نگاه كنم و استنباطات زير را از كُلّ آيات مربوط به قصاص در نظر داشته باشم.
1- قصاص بر مؤمنين ”مقرر“ شده است . يعني كه حتماً مؤمنين خود را به اجرايش مكلّف بدانند و آن را خيلي جدّي بگيرند و اطمينان داشته باشند كه بدان بي توجهي نشود.
2- حدّ يَقِفي براي قصاص داشته باشند. آزاد در برابر آزاد ، بنده در برابر بنده ، زن در برابر زن ، چشم در برابر چشم و بيني و گوش و دندان در برابرش فقط بيني و گوش ودندان. نه زيادتر . و عبارت ”هركس به شما تعدي كند به همان اندازة تعدي اش بر او تعدي كنيد“ همه يعني كه بيش از آنچه بشما زيان رسيده به دنبال تلافي و قصاص دلخواه خود نباشيد كه دلتان خنك شود. اگر كسي دندان شما را شكسته در پي قتل او نباشيد. اگر كسي شخصي از شما را كُشته و يا به اسارت گرفته؛ در پي كُشتن خود و كسان و قبيله اش و غارت خاندانش و نابودي كامل خانه و آشيانة‌ زن و فرزندانش و همانند آنچه امروز شاهد اقدامات صهيونيست هاي اسرائيل در لبنان هستيم ، نباشيد كه به عنوان قصاص دو نفر از سربازانشان كه متجاوزاً وارد خاك لبنان شده و توسط چريكهاي حزب الله اسير شده بودند؛ مردم بيگناه لبنان ، زن و مرد و پير و جوان را نكُشيد و تمام آباديها را بمباران و با خاك يكسان ننمائيد. براي همان قصاصي كه به شما تكليف شده و حيات شما در آن درج شده حدّي قائل باشيد كه فقط مقابله به مثل است.
3- در عين حال اگر از گناه گناهكاري كه از كردة‌ خود پشيمان شده درگذريد در نزد خدا ارجح است و آن را تخفيفي از نظر خداوند به حساب آوريد. چون كفّاره اي بر گناهتان به حساب خواهد آمد.
4- نكته اي كه فكر مي كنم از نظر حفظ حيات جامعة متمدن بيش از نكات فوق اهميّت دارد؛ مضمون آيه 179 سورة بقره و خطاب به خردمندان است . خردمندان كه معمولاً گروه كوچكي هستند از جامعه و سرمشق و الگوئي براي توده هاي مردم . به آنها فرموده است :
5- « اي خردمندان ( اي كساني كه هميشه به دنبال حقايق در جستجو هستيد و ممكن است با توجه به دلائل منطقي و شهود عيني فكر كنيد كه در جوامع پيشرفته كه خود از طريق كاربُرد عقل پي به حقوق بشر برده، متمدن شده و تجاوز به يكديگر نمي كنند؛ وجود اين قانون كاربُردي ندارد، ولي مطمئن باشيد كه باز هم) براي شما در قصاص كردن حيات است. باشد كه پرهيزكار شويد » يعني كه لزوم آن را درك نمائيد و اجرايش را مُهم بشماريد.
عنايت خاصّ به اين نكات و توجه دقيق به آنچه ضامن بقاي جوامع متمدن و مترقي امروز و نگه داشتن آنها در راه صواب و احترام به حقوق يكديگر بوده است ، ما را رهنمون مي شود كه در همان كشورهاي پيشرفته ـ كه دوست عزيز ما كه به عبارت قرآن از خردمندان جامعه هستند و بدان توجه كرده بودند ـ‌ براي حفظ حقوق آحاد افراد جوامعشان قوانين ومقرراتي وضع كرده و قاطعانه آنها را اجرا مي نمايند . من با حضور در بين توده هاي مردم آمريكا و كانادا در سي وچند سال گذشته و توجه خاصّ به نحوة رفتار و كردار و گفتار آنها – براي مقايسه با آنِ خودمان – به كرّات ديدم كه در آنجا اگر كسي مرتكب تخلّفي كوچك يا بزرگ شود،‌ هيچ گونه اغماض و گذشتي به او نمي كنند. و فرهنگ جامعه يعني خواسته و باور عمومي بر اين است كه قصاص يعني تنبيه متخلف را خيلي جدّي بگيرند . اگر كسي در رانندگي تخلفي كرد يا در پرداخت ماليات كوتاهي نمود و يا حتي درجلوگيري از رسيدن ضرر وزيان به ديگران غفلتي از خود نشان داد ؛ مثلاً فلان شخص كف مغازه اش را زياد لغزنده و صيقلي كرد كه باعث زمين خوردن مردم شد؛ يا كسي مال ديگري را هر قدر كوچك، دزديد؛ بدون كوچكترين اغماض يا تبعيضي تنبيه لازم – از پيش مُعيّن و اعلام شده – در موردش اجرا مي گردد. يعني قصاص را واقعاً به عنوان عامل اصلي براي حفظ حيات جامعة مدني خود لازم مي دانند و قوياً اجرا مي كنند.
در كُروالِس اورگن در نيمة‌ اول سالهاي هفتاد ميلادي كه دانشجو بودم از ايرانيان شنيدم : يكي از هموطنان كه دانشجوي دكترا بود براي مدتها از كتابفروشي دانشگاه بتدريج تعداد قابل ملاحظه اي كتاب بدون پرداخت پول برمي دارد و به منزل مي برد. بعداً پيش وجدان خود نا راحت شده و كليّة كتابها را به كتابفروشي بر مي گرداند و با معذرت خواهي جريان را مي گويد. ولي متصديان مربوطه ضمن تشكراز آوردن كتابها مي گويند: با كمال تأسف طبق قانون مجبوريم شما را به پليس معرفي كنيم و اقدامات شما را كُلاً توضيح دهيم. اجازة خروج از مغازه را به او نمي دهند و بدست پليسش مي سپارند.
در آنجا دولتها كه به نمايندگي افكار عمومي ضامن و حافظ امنيت و اجراي قوانين هستند، در موارد ضروري از خرج كردن ميليونها دلار براي حفظ حقِ كسي كه در اصل مبلغ كمي بيش نبوده است؛ چنانچه صاحب حق مايل باشد و پيگيري كند ، به عنوان ”حفظ اصول“ كوتاهي نمي نمايند و نتيجة‌ حاصله اش ايجاد و حفظ امنيّت اطمينان بخش در جامعه شان است كه پيشنياز حتمي استقرار و دوام تمدن وپيشرفتهاي اقتصادي و رفاهي آنهاست. و خداوند در اين مورد ما را يادآور شده ، فرموده است :
« خدا قريه اي ( منطقة آبادي) را مَثَل مي زند كه امنيّت اطمينان بخش داشت و روزي اش فراوان و گوارا از هرجا مي رسيد. امّا كُفران نعمتهاي خدا كردند ( امنيّت اطمينان بخش را از بين بردند) خدا هم به كيفر اعمالشان ، طعم گرسنگي و ترس را به آنها چشانيد. » نحل (16) : 112
در كشوري كه هر صاحب زوري و بيش از همه بعضي از دولتمردان و مؤسسات وابسته مثل شهرداريها و ادارات برق و آب و تلفن و غيره با سوء‌ استفاده از قدرت دولتيشان به حقوق شهروندان تجاوز مي كنند و حتي به كرّات ديده مي شود كه احكام صادره از دادگاهها را اجرا نكرده چون كاغذ باطله اي بي ارزش به گوشه اي مي اندازند و در كمال بي پروائي بنام مصلحت و حمايت از بيوه زنان و پيرمردان، يا بهانه هاي ديگر از اجراي عدالت جلوگيري مي نمايند و يا دلشان به حال متخلف و مُجرمي چون مثلاً كم پول است و يا با گريه و زاري التماس مي كند ، مي سوزد و يا تحت عنوان جلوگيري از تنش هاي احتمالي در اجتماع ، متجاوزين را رها مي نمايند؛ بدين ترتيب دانسته يا نادانسته خود باعث اشاعة زورگوئي و تجاوز به مال و ناموس و حيثيّت ديگران در جامعه مي شوند و تخلفات كوچك و بزرگ رانندگان و عابرين پياده نسبت به يكديگر و دروغگوئي و كلاهبرداري و آدم ربائي و بسياري ديگر از مفاسد اجتماعي .همگاني مي شود. و تدريجاً قانون جنگل به معناي واقعي كلمه در بين مردم حاكم مي گردد و مآلاً ديگر اثري از حيات جامعة‌ مدني نخواهد بود. يعني كه همه از دست يكديگر در عذاب و نا امني و ترس بسر مي برند كه نتيجه قهري و ملموس اجتماعي اش نبودن امنيت سرمايه گذاري و فرار سرمايه ها و مغزها از جامعه و ركود اقتصادي و بيكاريِ فراوان وگسترش تمام توالي فسادش مي شود.
اين جاست كه واقعاً بايد با تمام وجود بگوئيم : تبارك الله احسن الخالقين و احسن الحاكمين كه فرموده است :
‌« اي خردمندان براي شما در قصاص كردن حيات است . باشد كه پرهيزكار شويد»
و اين دستور همين امروز و در همين عصرِ مدنيّت هم در همه جاي دنيا – صرفنظر از ميزان پيشرفتهاي اجتماعي شان – در قبيله اي آفريقائي ، در خانواده اي روستائي ، در شهرهاي معمور جهان ، در كشورهاي بزرگ يا كوچك و حتي در سطح بين المللي معني دار است و كاربُرد مؤثر و درخشان دارد.
و اين جاست كه مقام و موقعيّت مُعظّم دستگاه قضا در همة‌ جماعات متمدن روشن مي شود. آنجا كه قضات يقيناً مي توانند با آزادي كامل و بدون ترس از مقامات بالاتر با قدرت و اطمينان هرچه بيشتر اجراكنندة‌ اين دستور الهي كه خواست تمام مؤمنين است ، باشند كه مي فرمايد:
« اي كساني كه ايمان آورده ايد به عدالت فرمانروا باشيد و براي خدا شهادت دهيد، هر چند به زيان خود يا پدر و مادر يا خويشاوندان شما ـ چه غني و چه فقير ـ بوده باشد. زيرا خدا به آن دو سزاوارتر است. پس از هواي نفس پيروي نكنيد تا از شهادت حق عدول نمائيد. اگر آن را تحريف يا از آن اِعراض كنيد ، خدا به هر چه مي كنيد آگاه است. » نساء (4): 135

1 comment:

محسن said...

با سلام
درست می فرمایید و حرف حساب جواب ندارد
فقط باید این که قصاص یعنی پیگیری در افکار ما ساکن شود
من با خواندن عنوان مقاله وحشت کردم
ولی بعد فکر کردم و دیدم درست می فرمایید
قصاص یعنی پیگری
وعمل به آن چیزی است که غرب را به تمدن امروزش رسانده است